تبليغاتX
بهائیت فرقه شیاطین

بهائیت فرقه شیاطین

ضد بهائیت

شکایت از میر حسین موسوی

عزیزاین میتوانند برای شکایت از عمله غرب و عامل آشوب و نا امنی در پایتخت آقای ( میر حسین موسوی خامنه) از این طریق اقدام کنند.

 

                                 

 

کافیست بر روی لوگوی بالا کلیک کنید و با وارد کردن نام و شماره ملی شکایت رسمی خود را به دادستانی کل اعلام نمائید.

 

امید واریم هرچه زود تر آنهائی که پشت پرده موسوی را بازی میدادند نیز مورد شکایت قرار گیرند.!.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:37  توسط سرباز  | 

تقویم بهائی نشانی از خرافه گرایی و بی هویتی در بهائیت

«فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿17﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿18﴾ » زمر(39)، آيه 17 و 18

«پس بشارت بده بندگان را آنان که (همه) سخن(ها) را می شنوند ،سپس بهترین آنها را بر می گزینند.آنها کسانی اند که خدا هدایت شان کرده و آنها صاحبان خرد و اندیشه اند»

خرافه چیست ؟

با نگاهی به اظهارنظرهایی که از سوی اهل نظر می شود ، می توان ادعا کرد که آنان تلقی واحدی از این مفهوم ندارند و هر یک به تناسب پایگاه فکری و فرهنگی خود، جغرافیای معنایی خاصی برای آن درنظر می گیرند و مصادیق متفاوتی برای آن بر می شمرند. با این حال می توان تضاد با علم و غیر عقلانی بودن را مهم ترین معیاری دانست که در تشخیص خرافه تقریبا همه بر آن اتفاق نظر دارند. بدعتها و توسل به اسبابی که نه آموزه های دینی و نه عقل بشری و نه علم آنها را موثر در جریان امور می داند و تاثیر داشتن آنها ریشه در قوه وهم و خیال دارد، ازجمله روشن ترین مصادیق خرافه گرایی است. در هر حال شاید بتوان " خرافه" را التزام قلبی و عملی به چیزی دانست که هیچ دلیلی بر آن وجود نداشته باشد. ضعف بینش و جهالت مهم ترین عامل خرافه گرایی در جامعه است. در این میان گاه شیادانی با سوء استفاده از احساسات و عواطف مذهبی مردم، بر مرکب جهل آنان سوار می شوند و گاه دشمنان خارجی نیز برای انحراف جامعه از مسیر درست به بهره گیری از روشهای نرم و خزنده روی می آورند و جریانهای انحرافی هم چون ادعای نیابت یا ارتباط با  امام زمان (عج) یا عرفانهای دروغین و ... را ترویج می کنند که می توان بهائیت را نمونه  تاریخی این فرقه سازی های استعماری دانست. اما زمینه همین فریب خوردن ها نیز، ضعف بنیانهای معرفتی و کاستی تربیت عقلانی و نقص خردورزی است. البته در برخی اوقات عوامل دیگری هم چون سرخوردگی های اجتماعی یا خانوادگی نیز سبب کشیده شدن افراد به مسائل موهوم و خرافی میشود.

 بهائيان عدد 19 را مقدس مي دانند، تعداد ماههاي سال نزد آنها 19 مي باشد و هر ماه را 19 روز مي تقویم بهاییدانند. علی محمد باب که خرافه گرایی در آثار او مشهود است بسیاری از نام گذاری ها را بر اساس حروف ابجد و اعداد تنظیم میکرد ازجمله حروف " حی " که اولین فریب خوردگان او هستند و یا وقتی جانشین برای خود تعیین کرد فردی را که نام او معادل با نام" وحید " است یعنی " یحیی صبح ازل " برادر حسنعلی نوری را مطرح کرد و بسیاری موارد دیگر. این خرافه گرایی به میرزا حسینعلی بهاء هم سرایت کرده و او هم چنین افضاتی دارد ازجمله : در كتاب اقدس ص41 مي گويد: " تجديد كردن اثاث خانه در هر 19 سال بر شما واجب است. " این خرافه گرایی در بهائیت که به شکل های مختلف رایج است باعث شده تا نوعی بی هویتی و بی ملیتی در بهائیت شکل گیرد.

تقویم اختراعی بهائیت که بر هیچ یک از مبانی علمی و نجومی سازگار نیست از همان خرافه گرایی هاست که توسط علی محمد باب مطرح شد و از سوی میرزاحسینعلی بهاء نیز مورد پذیرش واقع گردید و جزئی از آموزه های بهائیت درآمده  حال آنکه  در تمام اديان الهي يك سال به دوازده ماه تقسيم شده است.

خداوند در آیه 35 از سوره توبه تصریح می کند :" ان عدة الشهور عند الله اثني عشر شهراً " شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است .

 چرا بعضی افراد ادعاهای باور نکردنی و خرافی را می پذیرند؟
- ضعف در نحوه درست اندیشیدن
- ضعف تعهد عقلی در پذیرش باورها
- گرفتار آمدن در بن بست اعتقاد و تسلسلها
- ارزش پائین تفکر انتقادی و عدم مهارت در به کارگیری آن
- پایین بودن ارزش دانایی و معرفت
- فقدان اراده دلیل خواهی و استفاده از دلیل
- زیستن بی خبرانه در یک پارادایم و فضای فکری بسته  و تشکیلاتی  
- مشوش و مغشوش بودن عرصه شناخت
- مواجهه غیرمستقیم و ورای حجابها با حقایق
- ناتوانی عمومی در سنجش باورها و معتقدات
- ترس از بازنگری و سنجش باورها و اعتقادات
- کم اهمیت شمردن باورهای موجه و صدق قضایا

 در قرآن کریم از افکار موهوم و خرافی و باطل با عنوان " غل و زنجیر" یاد شده و آمده است : " و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم " اعراف/157

پیامران آمده اند تا فرد و جامعه را از اسارت قید و بندهای ساختگی آزاد کنند. چنانکه در این آیه اشاره شده است، خرافه زدایی و زدودن قید و بندهای مرسوم خرافی و افکار پوچ و باطل جاهلی، یکی از کارکردهای انبیای الهی به عنوان مصلحان جامعه بشری، شمرده شده است. پیامبرانی که می خواستند با آموزه های وحیانی و الهامات ربانی و سروش غیبی، غبار از رخ عقل و وجدان بشر برگیرند و قوه عقل و خرد انسان ها را شکوفا کنند. چنانکه امام علی (ع) هم در توجیه و تعلیل رسالت پیامبران می فرماید : " لیثیروا لهم دفائن العقول " انبیاء آمده اند تا گنجینه های خرد را شکوفا و زمینه بروز داده های فطری و موهبت های الهی انسان را فراهم کنند. بنابراین سنگ بنای مدنیت، توسعه و تعمق و شکوفایی خرد است و خرافات، قید و بندی است که مانع شکوفایی ابعاد وجودی انسان ها و جوامع میشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 13:58  توسط سرباز  | 

تشكيلات بهائيت و حقوق شهروندي

خبرگزاري فارس: از جمله روش‌هايي كه بهاييان در شست‌و‌شوي مغزي استفاده مي‌كنند "بمباران محبت " است و آن يك اقدام هماهنگ و منسجم تحت رهبريت تشكيلات است كه اعضا قديمي از طريق تملق‌گويي و ابراز عشق و علاقه سعي در جذب افراد مورد نظر دارند.

                                  ازدواج ممنوع

به گزارش خبرگزاري فارس، تشكيلات بهائيت به دليل ساختار فرقه‌اي خود از مهم‌ترين موانع رسيدن بهائيان ايران به حقوق شهروندي است. از سوي ديگر، نگراني جوامع بشري از بهائيت نيز امروزه متوجه مديريت تشكيلات است. ايرانيان به عنوان شهروندان يك جامعه انساني و آزادانديش نگران سلامت، رفاه و امنيت شهروندان خود خصوصاً بهائيان ايراني كه در تحت استيلا و سلطه تشكيلات‌اند، هستند.
امروزه تبليغات، عضو‌گيري و فعاليت‌هاي برنامه‌ريزي شده تشكيلات بهائيت موجبات نگراني‌هاي اجتماعي را فراهم آورده؛ به طوري كه اين سئوال پيش مي‌آيد كه چگونه مي‌توان از افراد جامعه به بهترين شكل ممكن در برابر آسيب‌هايي كه از سوي تشكيلات ايجاد شده است، مصونيت يافت.
بهائيان ايراني مهم‌ترين سال‌هاي زندگاني خود را از دست مي‌دهند زيرا تشكيلات بهائيت به راحتي آزادي‌هاي فردي آنان را سلب مي‌كند و خانواده‌هاي بهائي به آساني قرباني به اصطلاح يك خانواده برتر به نام تشكيلات بهائيت مي‌شوند.
بهائيان ايران همواره از سوي تشكيلات بهائيت به طور تحقيرآميزي استثمار مي‌شوند. به علت تعهدات سختي كه از بهائيان در تشكيلات گرفته مي‌شود، آسيب‌هاي بسيار شديدي به زندگي آنان وارد مي‌شود تا جايي كه در مواردي به خاطر امر تبليغ از اهداف تحصيلي و شغلي آنها جلوگيري مي‌شود، خانواده‌هاي بهايي از هم گسسته مي‌شوند و اين منافع تشكيلات تا جايي پيش مي‌رود كه بهائيان را وادار مي‌كند دارايي‌هاي خود را تحويل تشكيلات دهند.
به دليل ساختار فرقه‌اي تشكيلات بهائيت پاره‌اي از بهائيان مبتلا به بيماري‌هاي روحي، رواني شده و پاره‌اي هم پس از سال‌ها عضويت در تشكيلات منزوي شده‌اند. تشكيلات بهائيت از روش‌هاي رواني بهره مي‌گيرد و بهائيان تازه وارد را وادار به بازخواني گذشته خود با نگاهي ديگر كرده و تصوير شيطاني از والدين آن‌ها ترسيم مي‌كند تا به آنان اعتماد نكنند و به آنها مي‌آموزند تا بيروني‌ها، حتي اقوام درجه يك را مانند شيطان تلقي كنند و چاره‌اي جز اين نيست كه بايد از آنان گريزان بود.
تشكيلات بهائيت توسط رهبراني كه هرم قدرت و منابع مادي را كنترل مي‌كنند هدايت مي‌شود. رهبران اين تشكيلات در ساختار فرقه‌اي خود تمايل به اعمال اراده و تسلط دارند. در تشكيلات بهائيت هر كس كه رهبريت تشكيلات را به چالش بكشاند تحقير مي‌شود و شامل طردهاي اداري و روحاني مي‌شود. رهبران تشكيلات بهائيت برخلاف روحانيون اديان آسماني كه تكريم و ستايش پيروان خود را به سمت خدا معطوف مي‌كنند، ستايشگري و تكريم را به سوي خود متمركز مي‌كنند.
ساختار فرقه‌اي تشكيلات بهائيت خودكامه است، رهبريت تشكيلات به عنوان مقام عالي و داراي امتياز مصون از خطا شناخته مي‌شود و هيچ دادخواستي خارج از سيستم رهبريت تشكيلات بهائيت به سيستم بالاتر قضايي وجود ندارد.
براي اين منظور، تشكيلات برنامه‌هاي آموزشي را برگزار مي‌كند و از طريق مغزشويي از سوي اعضاي قديمي‌تر مانع از آن مي‌شود كه اعضاي جديد و تازه‌وارد تشكيلات را به چالش بكشانند. به اعضاي جديد آموخته مي‌شود كه هرگز نبايد تشكيلات به چالش كشيده شود و هر كس هر گونه سئوال، ترديد و يا احساس منفي كه دارد بايد از مسئول بالاي خود راهنمايي بخواهد. البته تشكيلات با برگزاري برنامه سنگيني از فعاليت‌هاي مختلف از حضور در كلاس‌هاي آموزشي گرفته تا آوازخواني جمعي، انجام فعاليت‌هاي مشترك، مطالعه متون پايه، شركت در تجمعات،‌ رفتن براي جمع‌آوري پول و غيره اعضاي جديد را به حدي مشغول مي‌كند كه فرصت فكر كردن از آنها سلب مي‌شود.
تشكيلات بهائيت تبليغ و عضوگيري را متوجه افراد آسيب‌پذير جامعه مي‌كند زيرا چنين اشخاصي نمي‌توانند از پشت پرده فريب تشكيلات، واقعيت را بيابند. از ديگر كساني كه مورد هدف تشكيلات قرار مي‌گيرند افراد مطيع و منعطف هستند زيرا اين افراد به راحتي مجاب مي‌شوند. همچنين افرادي كه در مشكلات زندگي به طور عام دچار گرفتاري‌هايي همچون دوري از خانواده ، طلاق، افسردگي، بيكاري، گذار از دبيرستان به دانشگاه و ... هستند بيش از هر فرد ديگري در معرض افتادن در دام بهائيت قرار دارند.
در تشكيلات بهائيت افرادي كه سوژه تبليغ قرار مي‌گيرند از تغييراتي كه در درون آنها در طي چندين پروسه شكل مي‌گيرد آگاه نيستند زيرا برنامه‌ريزي شست‌وشوي مغزي يك روند تدريجي است كه هدف آن تغيير هويت فرد در اعتقادات، جهان‌بيني و گذشته است. از جمله روش‌هايي كه در شست‌و‌شوي مغزي استفاده مي‌شود بمباران محبت است و آن يك اقدام هماهنگ و منسجم تحت رهبريت تشكيلات است كه اعضا قديمي از طريق تملق‌گويي و ابراز عشق و علاقه سعي در جذب افراد مورد نظر دارند. در واقع بمباران محبّت چيزي جز يك ترفند فريبكارانه تشكيلات بهائيت به منظور عضوگيري نيست.
از ديگر ترفندهاي تشكيلات دوره كردن اعضا جديد توسط اعضاي قديمي است كه با رفتار خود تلاش مي‌كنند با افتخار تمام خوشحالي‌ خودشان را نسبت به عضويت در تشكيلات، كامل جلوه دادن اعتقادات و منحصر به فرد بودن رهبريت تشكيلات را از خود بروز دهند. اين اعضا قديمي تا به آنجا پيش مي‌روند كه به منظور مجاب‌سازي اعضا جديد داستان‌هايي از گذشته وحشتناك خود مي‌بافند و وانمود مي‌كنند كه همه چيز الان كه در تشكيلات هستند عالي است و ادعا مي‌كنند كه بهائيان "برگزيده "، "تكامل يافته " ، و "خاص " هستند در حالي كه غيربهائيان موجودات پايين‌تري به حساب مي‌آيند.
نحوه شروع عضوگيري تشكيلات بهائيت ممكن است متفاوت باشد اما يك اصل اساسي در آن ثابت است و آن بهره‌گيري از انبوهي از فريبكاري در جذب افراد است. اين فريبكاري‌ها در آغاز عضو گيري از مخفي‌كاري در خصوص آنچه واقعاً ماهيت تشكيلات مي‌دهد تا پنهان‌كاري از منظور نهايي عضويت را شامل مي شود. اصولاً در تشكيلات بهائيت آنچه فرد در نگاه اول مشاهده مي‌كند هماني نيست كه در داخل آن نهفته است و يا نهايتاً به آن منتهي مي‌شود. تشكيلات به خوبي مي‌داند كه اگر بهائيان ايران از ابتدا كار مي‌دانستند كه به چه دليل و به چه صورت جذب شده‌اند هرگز به تشكيلات نمي‌پيوستند. تشكيلات بهائيت همه جا حقوق شهروندي بهائيان ايران را در خدمت منافع تشكيلات مصادره مي‌كند.
امروزه سوءاستفاده‌ها و برنامه‌هاي اغلب غيراخلاقي تشكيلات بهائيت نه تنها در حواشي بلكه در بخش‌هاي اصلي جامعه ظاهر مي‌شود. در گذشته، تشكيلات بهائيت در ايران با جذب افراد به اصطلاح حاشيه‌اي جامعه به فعاليت خود ادامه مي‌داد ولي امروزه شكل تبليغ و روش‌هاي مجاب‌سازي افراد با روش‌هاي پيچيده اعمال مي‌شود كه فراتر از چهارچوب‌هاي معمولي است زيرا در متن اصلي جامعه حركت مي‌كنند به طوري كه تشكيلات همه جا را براي مغزشويي افراد جامعه انتخاب مي‌كند؛ از كلاس درس گرفته تا سمينارها، گردهمايي‌هاي مذهبي، تبليغ در منازل (بيوت تبليغي) مدرسه،‌دانشگاه، درمانگاه، داروخانه وموسسات تجاري.
در سال‌هاي اخير تشكيلات بهائيت راه‌هاي جديدي براي عضوگيري افراد از طريق دستيابي به فعاليت‌هاي تجاري و نفود در مؤسسات غيردولتي يافته است. بسياري از بهائيان ايراني با مزد خيلي كم در مراكز اقتصادي كه تحت تملك تشكيلات است و توسط تشكيلات اداره مي‌شود كار مي‌كنند و بخشي از درآمدشان همراه با منافع شركت به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم به مركز تشكيلات فرستاده مي‌شود و بدين ترتيب تشكيلات در يك موقعيت استراتژيك به لحاظ اقتصادي قرار مي‌گيرد؛ به طوري كه در عرصه رقابت اقتصادي صدمات جدي بر پيكره مؤسسات غيربهائي وارد مي‌شود. در واقع تشكيلات بهائيت در يك بازار غيرمنصفانه از استثمار كارگران بهايي گرفته تا وارد شدن در انواع تقلب‌ها و كلاهبرداري‌ها ، قادر مي‌شود تا ثروت خود را افزايش دهد.
باتوجه به مسايل پيشين اين نتيجه حاصل مي‌شود كه تشكيلات بهائيت نوعي از روابط تشكيلاتي است كه در آن رهبران تشكيلات، آگاهانه بهائيان ايران را با استفاده از روش‌هاي خاصي وادار مي‌كنند تا به طور كامل در خصوص تقريباً همه تصميمات مهم زندگي‌شان وابسته به تشكيلات باشند.
در تشكيلات بهائيت اعتقادات به ابزاري براي خدمت به برنامه‌هاي پنهان رهبران تشكيلات تبديل شده و نقش چسبي را دارد كه بهاييان را در راستاي اهداف تشكيلات به هم متصل مي‌كند. كليد موفقيت رهبران تشكيلات بهائيت براي سوءاستفاده از بهائيان ايران در ناآگاه نگاه داشتن آنان نهفته است و نكته مهم اين است كه حقوق شهروندي بهائيان ايران امروزه قرباني حقوق تشكيلات بهائيت مي‌شود.
نكته آخر اين‌كه كليه شيوه‌هاي جذب و حفظ افراد گرفتار شده در چنبره تشكيلات بهائيت شبيه رفتارهايي است كه در فرقه‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
افرادي نظير شيرين عبادي و سايرين كه اخيراً صحبت‌هايي در راستاي حقوق شهروندي بهاييان ايران مطرح كرده بودند بايد بدانند كه حقوق شهروندي بهاييان تنها توسط خود بهاييان تباه مي‌شود؛ بهاييان با فعاليت در قالب تشكيلات سبب شده‌اند كه حتي ساير كشورهاي ديگر هم آن‌ها را محدود كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 14:18  توسط سرباز  | 

جشن ملت مسلمان ایران

به لطف خداي متعال و رسول خاتم و ائمه اطهار و امام فقيد و شهداي گرامي مرد آرزوهاي ايران با راي قاطع ۲۴ ميليوني به كوري چشم بهاييان ريس جمهوري اسلامي ايران شد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 17:50  توسط سرباز  | 

مکتب رفته بی سواد مانده

یکی از ادعاهای بهاالله همچون باب مساله امیت یا همان درس ناخواندن و عدم کسب علوم به شیوه متداول روز می باشد. ایشان چون ادعای پیغمبری داشته اند خواسته اند به شیوه انبیا پیشین که دارای علم الهی لدنی بودند و علمشان را به صورت اکتسابی به دست نیاورده بودند، داعیه ی پیغمبری خود را از این طریق به اثبات برسانند لذا در موارد مختلف این ادعا را مطرح کرده اند از جمله :
چنان که در نامه به ناصرالدین شاه می نویسند :
" ما قَرئتُ ما عِندَ النّاسِ مِنَ العُلُومِ وَ ما دَخَلتُ المَدارِسَ. فَسئَلِ المَدینَةَ الَّتی کُنتُ فیها لِتُوقِنَ بِأنّی لَستُ مِنَ الکاذبین "

 

میرزاحسینعلی نوری (بهاالله )

 

 

 

من از علوم بشری چیزی نخوانده ام و به مدارس نیز نرفته ام و اگر می خواهی بدانی که دروغ نمی گویم از هم شهریان من بپرس.
مقاله ی شخصی سیاح ص 117

 فاضل مازندرانی از مبلغین بهائی در کتاب اسرارالآثار ، جلد یک ، صفحه191 از قول جناب گاو الله چنین آورده است :

" إنّا ما قَرَئنا کُتُبَ القَومِ و ما أطلَعنا بِما عِندَهُم مِنَ العُلُومِ. کُلَّما أرَدنا أن نَذکُرَ بَیاناتِ العُلَماءِ وَ الحُکَماءِ یَظهَرُ ما ظَهَر فِی العالَمِ وَ ما فِی الکُتُبِ وَ الزُّبُرِ فی لوحٍ أمامَ وَجهِ رَبِّکَ نَری وَ نَکتُبُ "

هر آینه ما کتاب های مردمان را نخواندیم و از علومشان آگاه نیستیم هرآن گاه که خواستیم بیانات عالمان و حکیمان را یادآور شویم در پیش روی پروردگارت آنچه در کتب و صحف عالم بود آشکار می گشت ما هم می دیدیم و می نوشتیم.

دوستان بهایی با استناد به این مطلب سعی بر اثبات امی بودن جناب بها و لدنی دانستن علوم ایشان دارند.



میرزاحسینعلی نوری (بهاالله )

 

 

 

 

 

 در حالی که بررسی کتب جناب بهاءالله نشان می دهد که این سخن، داعیه ای گزاف و خلاف است و منقولات ایشان از راه مطالعه ی مستقیم کتب به دست آمده و علومشان اکتسابی است نه الهی . به برخی شواهد بر این مدعا اشاره می کنم :


1- آواره در ص 256 و 257 الکواکب الدریة ج یک می نویسد:
"و در سن صباوت چون به خواندن و نوشتن پرداخت بر اهمیت خود بیفزود و در انظار جلوه ای غریب نمود و چون به حدّ بلوغ بالغ گشت به مجامع و مجالس وزراء و بزرگان و علما و امرا و ارکان دولت خود را به نطق و بیان و عقل و وجدان معرفی فرمود. "


2- در ص 143 کتاب ایقان راجع به حاج کریم خان کرمانی چنین آمده :

این بنده اقبال به ملاحظه ی کلمات غیر نداشته و ندارم و لیکن چون جمعی از احوال ایشان سؤال نموده و مستفسر شده بودند لهذا لازم گشت که قدری در کتب او ملاحظه رود و جواب سائلین بعد از معرفت و بصیرت داده شود! باری کتب عربیه او به دست نیفتاد! تا این که شخصی روزی ذکر نمود کتابی از ایشان که مسمی به إرشاد العوام است در این بلد یافت می شود... با وجود این، کتاب را طلب نموده چند روز معدود نزد بنده بود و گویا دو مرتبه! در او ملاحظه شد. از قضا مرتبه ی ثانی جایی به دست آمد که حکایت معراج سید لولاک بود.

جناب میرزا حسینعلی نوری چگونه می تواند دارای علم لدنی باشد و چگونه می تواند داعیه ی امی بودن داشته باشد در حالی که برای پاسخگویی به سوالاتی که در مورد حاج کریم خان کرمانی از ایشان می شود مجبور به مراجعه به کتب ایشان می شود و دوبار یکی از کتابهای ایشان را مطالعه می کند . چگونه شده است که این بار مطالب این کتاب برای ایشان بدون مطالعه گشوده نشده است و ایشان مجبور به مطالعه این کتاب شده اند ؟!!

3- در صحیفه ی شطّیه که در ص 285 رحیق مختوم و ص330 جزء چهارم مائده ی آسمانی آمده، چنین می نگارد:

" و در فرقان بسیار آیات دلیل بر این است، اگرچه نفس آیه در نظر نیست! و لکن مضامین آن آیات بدین قرار است مثلاً « هُوَ الَّذی خَلَقَکُم وَ رَزَقَکُم أفَلا تُبصِرُون وَ هُوَ الَّذی أنبَتَ مِنَ الأرضِ نَباتاً حَسَناً أفَلا تُؤمِنُون وَ أنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً أفَلا تَشکُرُون وَ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأرضَ وَ ما بَینَهُما وَ أسکَنَ الجِبالَ! فَضلاً مِن عِندِهِ وَ قَلیلاً مِنکُم ما تَفقَهُون! "

چطور است که جناب گاوالله که داعیه ی امی بودن و آشکار شدن محتوای صحف و کتب برای خویش را دارند ، به محتوای مهمترین کتاب آسمانی یعنی قرآن احاطه ندارد و محتوای این کتاب برای ایشان آشکار نمی شود و آیات قرآن را اشتباه می نگارد ؟؟!!


از همین موارد به خوبی برمی آید که ایشان صاحب علم لدنی نبوده ، زیرا اگر چنان می بود، چرا ایشان نتوانسته است کتب عربی حاج کریم خان را ببیند؟ و چرا چند شبانه روز کتاب إرشاد العوام را عاریه گرفته است؟ و چرا دو مرتبه آن را خوانده است؟ و چرا اصل آیات قرآن را نتوانسته ببیند که مضامین ساختگی و مغلوطی از آنها را نگاشته است؟ و بسیاری چراهای بی جواب دیگر؛ و سرانجام هر حق جوی بصیری گواهی می دهد که داعیه ی امیّت ایشان نادرست و مبطل دعاوی دیگرشان است.

لذا با اثبات عدم امیت جناب گاو الله بر اساس موارد فوق که از کتب و اسناد معتبر خود بهائیان انجام شده مشخص می گردد که داعیه ی نبوت ایشان هم داعیه ای گزاف و بیهوده می باشد و ایشان به این ترتیب نمی توانسته اند پیامبر خدا باشند، زیرا شرط اول پیغمبری که امیت و بهرمندی از علم وهبی الهی می باشد را دارا نبوده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 11:52  توسط سرباز  | 

دانلود چند کتاب دیگر

کتاب  کشف الحیل جلد اول Size: 989 KB دانلود

کتاب  کشف الحیل جلد دوم Size: 1,270 KB دانلود

کتاب  کشف الحیل جلد سوم Size: 2,426 KB دانلود

کتاب سايه شوم Size: 1,530 KB دانلود

کتاب اصول دوازده گانه بهائیت Size: 399 KB دانلود

بهائیت رقص استعمار فایل PDF
Size: 1,213 KB
دانلود
فایل موبایل
Size: 250 KB
دانلود

کتاب شیخیگری و بابیگری Size: 30,082 KB دانلود

کتاب دین سازان دغل باز Size: 2,586 KB دانلود

کتاب آخرین فروغ با کبفیت متوسط
Size: 5,304 KB
دانلود
با کیفیت عالی
Size: 40,274 KB
دانلود

کتابچه میرزا علی محمد باب کیست ؟ Size: 5,965 KB دانلود

کتاب  تاریخ جامع بهائیت Size: 26,118 KB دانلود

کتاب پرنس دالگورکی Size: 7,333 KB دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 14:7  توسط سرباز  | 

مصاحبه با مبلغ معروف مسلمان شده بهائی ادیب مسعودی

مصاحبه با مبلغ معروف مسلمان شده بهائی ادیب مسعودی

قسمت اول    |   قسمت دوم    |   قسمت سوم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 14:6  توسط سرباز  | 

سخنرانی مبلغ معروف مسلمان شده بهائی

اينك با شماسخن می گویم .لابد می خواهید بپرسید که اگر تو

 

"ادیب مسعودی " هستی ، پس چرا " الله ابهی " نگفتی و چرا

 

ما بندگان جمال اقدم را" احباء الله " و" اماء الرحمن" نخواندی ؟ 

 

.....  اینک صریحا اعلام می کنم که :" پشیمانم

 

و بر گذشته ي خویش سخت متاسف "

 

خاطرم از آنچه گذشته ، ملول است و : 

دانلود فایل سخنرانی درشیراز
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 14:0  توسط سرباز  | 

چند تا آدرس برای اهالی پژوهش

>29
1 کتاب پرنس دالگورکی Size: 7,333 KB دانلود
2 کتاب بهائیت از ادعا تا واقعیت Size: 5,927 KB
PDF
کبفیت متوسط
دانلود
Size: 33,968 KB
PDF
کیفیت بالا
دانلود
3 کتاب ماجرا های باب و بهاء Size: 21,710 KB
PDF
دانلود
4 کتاب خاطرات کینیاز دالگورکی Size: 6,142 KB
PDF
دانلود
Size: 147 KB
WORD
دانلود
5 کتاب ماهیت بابیت و بهائیت Size:2,102 KB
PDF
دانلود
6 کتاب  جمال ابهی Size: 55,545 KB
PDF
دانلود
7 مجله ایام 29 (بهائیت آنگونه که هست) Size: 4,752 KB دانلود
8  کتاب  محاکمه و برسی باب و بهاء Size: 19,920 KB دانلود
9  کتاب پیام پدر Size: 2,102 KB دانلود
10   کتاب  تاریخ جامع بهائیت Size: 26,118 KB دانلود
11  کتاب خاطرات صبحی Size: 1,053 KB دانلود
12  کتاب چرا از بهائیت برگشتم Size: 11,646 KB
کیفیت متوسط
دانلود
Size:16,093 KB
کیفیت عالی
دانلود
13 کتاب بی بهائی باب و بهاء Size: 25,360 KB دانلود  
14 کتاب خاتمیت و پاسخ به ساخته های بهائیت Size: 17,167 KB دانلود
15 کتاب خاتمیت  (شهید مطهری) Size: 238 KB دانلود  
16 کتاب  ختم  نبوت ( شهید مطهری) Size: 101کتاب سلسله مباحث بهائیت  (پیدایش) دانلود  
17 کتاب چهار شب  جمعه 
(مناظره مرحوم  جلیل الدین دری با مبلغ بهائی)
Size: 12,923 KB دانلود
18   کتاب  تاریخ بهای یگری در ایران      عبدالله شهبازی Size: 779 KB دانلود  
19 کتاب چرا مسلمان شدم  (مهناز رئوفی ) Size: 810 KB دانلود
20 کتاب  مسلخ عشق  (مهناز رئوفی) Size: 1,693 KB دانلود
21 کتاب  نامه ای به برادرم Size: 427 KB دانلود
22 کتاب سلسله مباحث بهائیت  (پیدایش) Size: 2,607 KB دانلود
23 کتاب :جای پای تزار Size: 2,539 KB دانلود
24 کتاب پیر استعمار Size: 2,578 KB دانلود
25 کتاب سايه شوم Size: 1,530 KB دانلود
26 کتاب اصول دوازده گانه بهائیت Size: 399 KB دانلود
27   تاريخ تحليل پيدايش بابيه و بهائيه(چگونگي پيدايش فرقه بابيه و بهائيه) Size: 1,888 KB دانلود  
28 کتاب  کشف الحیل جلد اول Size: 989 KB دانلود
کتاب  کشف الحیل جلد دوم Size: 1,270 KB دانلود  
30 کتاب  کشف الحیل جلد سوم Size: 2,426 KB دانلود  
31 کتاب فتنه باب جلد اول Size: 1,552 KB دانلود
32 کتاب فتنه باب جلد دوم Size: 1,428 KB دانلود
33 تکاب فتنه باب جلد سوم Size: 1,304 KB دانلود
34 کتاب فتنه باب جلد چهارم Size: 1,358 KB دانلود
35 کتاب  گفتار خوش یارقلی  جلد اول Size: 898 KB دانلود
36 کتاب  گفتار خوش یارقلی  جلد دوم Size: 937 KB دانلود
37 کتاب راه راست جلد اول Size: 940 KB دانلود
38 کتاب راه راست جلد دوم Size: 990 KB دانلود
39 بهائیت و سرویس اطلاعاتی انگلستان Size: 217 KB دانلود  
40 تاریخ پیدایش بابیت و بهائیت  -قسمت اول Size: 117 KB دانلود  
41 تاریخ پیدایش بابیت و بهائیت  -قسمت دوم Size: 113 KB دانلود  
42 تاریخ پیدایش بابیت و بهائیت  -قسمت سوم Size: 114 KB دانلود  
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 15:15  توسط سرباز  | 

غیر بهائی از دیدگاه بهائی

مطالب تاپیک "غیر بهائی از دیدگاه بهائی توسط حبیب الله تبویب و تنظیم شده است :


یکی از مباحث جالب در آیین بهایی دیدگاه بهاییان نسبت به افراد بشر می باشد. بررسی این موضوع جوانب مهمی از این آیین را روشن می نماید. در این مقاله می خواهیم نظر آیین بهایی را در مورد افراد مختلف بشر و روش برخورد با آنان بررسی کنیم. بر این اساس در مورد آیین بودایی و برهمایی، افراد معتقد به آیین بابی، روش برخورد با طرد شدگان از بهاییان، شیعیان، عالمان، کسانی که این آیین را قبول نکرده اند و کسانی که با آن به مخالفت پرداخته اند را از دیدگاه رهبران بهایی بررسی خواهیم کرد:

غیر بهائی از دیدگاه بهائی

مقدمه 1
انسان بودن تمام بشر 1
روش برخوردی دیگر 1
زردشتی و بودایی 2
بابیان 2
دانشمند و یا جاهل 2
گرگان درنده و کلاب گزنده 2
گاو اما به شکل انسان 3
روش برخورد با مطرودین 3
روش برخورد با غیر بهاییان 4
شیعیان 4
غیر بهاییان نزد خداوند، بی نام و نشان و حیوان بودن 4
وظیفه ی منکرین 4
مقدمه
یکی از مباحث جالب در آیین بهایی دیدگاه بهاییان به افراد بشر می باشد. بررسی این موضوع جوانب مهمی از این آیین را روشن می نماید. در این مقاله می خواهیم نظر آیین بهایی را در مورد افراد مختلف بشر و روش برخورد با آنان بررسی کنیم. بر این اساس در مورد آیین بودایی و برهمایی، افراد معتقد به آیین بابی، روش برخورد با طرد شدگان از بهاییان، شیعیان، عالمان، کسانی که این آیین را قبول نکرده اند و کسانی که با آن به مخالفت پرداخته اند را از دیدگاه رهبران بهایی بررسی خواهیم کرد.

انسان بودن تمام بشر
جناب عبدالبهاء در خطابات ، جلد 2 ، صفحه ی 152 می فرماید :
«جمیع بشر انسانند یعنی تاج انسانی زینت هر سری و خلعت موهبت زیور هر بری کل بنده ی او هستند»

بنا بر این گفتار جناب عباس افندی هیچ تفاوتی میان انسانها نیست و هیچ کس از جرگه ی انسانیت خارج نیست!!!

دین بهایی کل جامعه بشری اعم از بهایی و غیر بهایی را انسان می داند !!!(بر اساس فرمایش پسر بزگوار ، جناب عبدالبهاء)

روش برخوردی دیگر
جناب بهاءالله فرموده اند «اذن داده شده احزاب عالم با یکدیگر به روح و ریحان معاشرت نمایند عاشروا یا قوم مع ادیان بالروح و الریحان»
(بهاء الله، مجموعه الواح، ص 117)

این فرمایش گرانمایه حضرت بهاء را دوستان بهایی باید با آب طلا بنویسند:
تناقض را در مظاهر الاهیه راه نبوده و نخواهد بود

حضرت بهاء اللّه... تعالیم بدیعی تأسیس فرمود و فضائل عالم انسانی تأسیس کرد ... ( ثانیاً ) وحدت عالم انسانی یعنی جمیع بشر کل مشمول الطاف جلیل اکبرند بندگان یک خداوندند و پرورده حضرت ربوبیت رحمت شامل کل است و تاج انسانی زینت هر سری" (خطابات عبدالبهاء، ج1، ص 30 و 31)

"حضرت بهاء اللّه مانند آفتاب ا�D9�ؤذیه چه که رحم باینها ظلم بانسان و حیوانات دیگر است مثلاً اگر گرگی را رأفت و مهربانی نمائی این ظلم بگوسفند است یک گله گوسفند را از میان بردارد ک�م یهودی کدام زردشتی است" (خطابات عبدالبهاء، ج2، ص 66)

"دشمن را دوست بینید و اهرمن را ملائکه شمارید جفاکار را مانند وفادار بنهایت محبّت رفتار کنید و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختا مسک معطّر بمشام رسانید" (مکاتیب، ج3، ص 160)، اما کمی آنطرف تر، خود بر این همه دست و دلبازی خرده گرفت و آن را ظلم به موجودات بی گناه قلمداد کرد؛ "انسان اکثر گنه کارند و حیوان بی گناه البتّه بی‌گناهان را مرحمت بیشتر باید کرد و مهربانی بیشتر باید نمود مگر حیوانات مؤذیه را مثل گرگ خونخوار مثل مار گزنده و سایر حیوانات مؤذیه چه که رحم باینها ظلم بانسان و حیوانات دیگر است مثلاً اگر گرگی را رأفت و مهربانی نمائی این ظلم بگوسفند است یک گله گوسفند را از میان بردارد کلب عقور را اگر فرصت دهی هزار حیوان و انسان را سبب هلاک شود پس رأفت بحیوان درنده ظلم بحیوانات مظلومه است لهذا باید چاره آنرا نمود ولکن بحیوانات مبارکه باید بی نهایت مهربانی نمود هرچه بیشتر بهتر" (مکاتیب، ج3، ص 212 و 213)

زردشتی و بودایی
در کتاب مکاتیب جناب عبدالبها جلد 3 صفحه 378 آمده است:
اما از جهت ادیان سائره در نصوص بهاءاللّه و کتب احبّا مثل کتاب میرزا ابوالفضل ذکرحضرت زردشت و حضرت بودا و برهما و کانفیوشس مصرّح است و همچنین در مکاتیب من در بدایت اساس حضرت زردشت و حضرت بودا بسیار موافق ولی بعد تحریف و تغییر یافت.

جالب است که جناب عبدالبها اساس دیانت بودا و زردشت را موافق با خود می دانند درحالیکه در مورد بودا مصرح و مسلم است که دین آسمانی نبوده است و این جای بسی تعجب است دینی که مدعی آسمانی بودن است اساس خود را با یک آیین غیر آسمانی یکی می داند! جالب تر اینکه هیچیک از پیامبران گذشته آیین بودا را تایید نکرده اند و باید این سوال را از جناب عبدالبها پرسید اگر به واقع اساس دین بودا موافق ادیان آسمانی بود، و بودا پیامبر الهی بوده است چرا انبیای سلف هیچیک او را تایید نکرده اند ؟ و سوال دیگر اینکه ایشان از کجا می‌دانستند که در ابتدا اساس این ادیان چه بوده که آن را موافق با خود می دانستند؟
بابیان
ایشان در مورد بابیان در مکاتیب جلد3 صفحه ١١٤ این چنین بیان کرده اند:
و فرقه‌ای در ایران الآن عبارت از نفوس معدوده‌ای هست که اینها را بابی میگویند خود را نسبت بحضرت باب میدهند ولی بکلّی از حضرت باب بیخبرند تعالیم خفیّه‌ای دارند که بکلّی مخالف تعالیم بهاءاللّه است و در ایران مردم میدانند ولی چون باروپ آیند تعالیم خویش را مخفی دارند تعالیم حضرت بهاءاللّه را بر لسان رانند زیرا میدانند که تعالیم حضرت بهاءاللّه نافذ است لهذا این تعالیم بهاءاللّه را باسم خود شهرت دهند ام�%�ودند و باطفال ستیزه کردند مال و منال تالان نمودند و خانه و کاشانه � حضرت باب شما چون ترجمه کتاب بیان که در ایران شده بدست آرید بحقیقت پی میبرید که تعالیم بهاءاللّه بکلّی مباین تعالیم این فرقه است مبادا از این نکته غفلت کنید و اگر حقیقت را بیشتر تحرّی بخواهید از ایران استفسار نمائید.


نظرات جناب عبدالبها در مورد جناب باب و بابیان بسیار جالب توجه وخواندنی است:
1. در ابتدا ایشان ادعا می کنند که افرادی که خود را بابی می دانند به کلی از جناب باب بی خبرند!
2. می گوید آنها تعالیمی دارند که به کلی با تعالیم جناب بها مخالف است.
3. تعالیم بابیان را مستفاد از کتاب بیان جناب باب می دانند.
4. تعالیم جناب بها را به کلی مخالف و مباین با تعالیم جناب باب می دانند.

دانشمند و یا جاهل
جناب بها در اقتدارات ص 111 می فرماید:
گر مرد دانشمندی در تصدیق امر توقف کند جاهل محسوب می شود.

بنابراین ملاک علم وجهل در بهائیت تصدیق یا عدم تصدیق امر می باشد!
گرگان درنده و کلاب گزنده
جناب عبدالبها در جلد سوم مکاتیب صفحه 123 فرموده اند:
و امّا پیروان مذهب قدیم که بر تعالیم و تقالید عتیقه باقی و بر قرار ماندند روز بروز بر جهل و نادانی افزودند بقسمیکه گرگان درنده گشتند و کلاب گزنده شدند در خونخوارگی از سباع ضاریه و ذئاب کاسره گوی سبقت ربودند و بنای تعرّض باین نفوس مبارکه گذاشتند هر روز فتنه‌ای بر پا نمودند و هر ساعت ستمی آغاز کردند هر وقتی آتش فساد برافروختند و پاکانرا بنار حقد و حسد بسوختند سرها بنیزه نمودند و باطفال ستیزه کردند مال و منال تالان نمودند و خانه و کاشانه تاراج کردند اطفال و نسوان از وطن اخراج نمودند عزیزان ذلیل گشتند امیران فقیر شدند نازنینان اسیر گشتند.


بنابر، این بیاناتِ جناب عبدالبها:
1- اگر کسی پیرو مذهبی قدیمی باقی بماند و نخواهد دین و مذهبش را عوض کند روز به روز بر جهل و نادانی اش افزوده می گردد.
2- این فرد همچون گرگان درنده خو به وحشی گری و قتل و غارت می پردازد و اینها تماما به خاطر عقایدش می باشد چون او دارد از یک سری اعتقادات قدیمی تقلید و پیروی می کند.

بهائیان می گویند دیگر در آیینشان تقلید جایز نیست. البته اگر این طور بود و در واقعیت هم در آیین بهایی تقلید وجود نداشت این ادعایشان درست بود ولی باید ببنیم که اولا تقلید به چه معنی است در دین مبین اسلام در یک سری احکام اجرایی به اصطلاح مسلمانان تقلید می کنند و این به این معناست که در آن حکم به شکلی که در متن حکم آمده عمل می کنند و هرکس از جانب خودش نظری نمی دهد مثلا اگر در حکم آمده است که نماز صبح دو رکعت و نماز ظهر چهار رکعت است همه از این امر اطاعت می کنند و این امور را بر طبق دستورات انجام می دهند و این می شود معنای تقلید. در ظاهر آیین بهایی امر تقلید بکلی نهی شده است ولی در باطن این طور نیست و کلی احکام و دستورات دارند که همه به ناچار باید از آن تبعیت کنند و کتاب اقدس که مهمترین کتاب آنها می باشد در مقام بیان احکام نازل شده است و همه بهائیان باید از آن اطاعت کنند حال باید پرسید آیا اطاعت از احکام و دستورات اقدس تقلید محسوب نمی شود؟ در مقام شعار و ادعا جناب عبدالبها تقلید را مذموم می دانند ولی کنه سخن ایشان این است که همه پیروان ادیان قدیم گمراه هستند و هر روز هم گمراه تر می شوند و تنها در صورتی نجات می یابند که تمامی اهل عالم بهایی شوند و از اوامر و دستورات او اطاعت کنند.

گاو اما به شکل انسان
در اوائل قرن بیستم، جناب عبدالبهاء در سخنرانی خود، در مقام تعریف و تمجید از سیاهان آمریکایی و مقایسه‌ی آنان با سیاهان آفریقایی، چنین افاضه می‌کنند:
"مثلاً چه فرق است میان سیاهان افریک و سیاهان امریک اینها خلق الله البقر علی صورة البشرند ‏آنان متمدن و با هوش و فرهنگ و حتی در این سفر در مجامع و مدارس و کنائس سیاهان در ‏واشنگتن صحبت‌های مفصل شد، مانند هوشمندان اروپ به تمام نکته‌ها پی می‌برند. " ‏ ‏(خطابات بزرگ ، ص 119)

بنابر فرمایش ایشان، سیاهان آفریقایی گاوهایی هستند که خداوند آن ها را به شکل آدم آفریده است.

روش برخورد با مطرودین
حال بد نیست که بدانیم بهائیان چگونه با مطرودین رفتار می کنند :

«راجع به احبائی که به واسطه غفلت و نادانی از تشکیلات اداری منفصل شوند سوال نموده بودید که آیا به محافل عمومی دعوت شوند یا خیر؟ فرمودند : دعوت آنان جایز نه و نسبت به کسانی که از جامعه امر منفصل شده اند آیا سلام و کلام با آنها جایز است یا نه؟ فرمودند اگر چنان چه انفصال روحانی است تکلم به هیچ وجه جائز نه.»
توقیعات شوقی. سنه 102-109 ص 94

در این نوشته به دو نوع طرد اشاره شده است.
یکی طرد یا انفصال اداری ، که به واسطه غفلت و نادانی است. و دوم طرد یا انفصال روحانی است.

1- «در موضوع صادق فرزند آقا محمد جواد آشچی فرمودند بنویس این شخص بداخلاق و پست فطرت اخیرا مخالف دستور این عبد مسافرت به فلسطین نموده و وارد ارض اقدس گشته، تلغرافی راجع به طرد و اخراج او از جامعه به آن محفل مخابره گردید به والدش صریحا اظهار و انذار نمایند مخابره با او به هیچ وجه من الوجوه جائز نه، تمرد و مخالفت نتایجش وخیم است.» (شوقی افندی، توقیعات مبارکه، ص 41)
2- «در خصوص روحی غنی که از مشهد بدون اطلاع محفل مسافرت به آمریکا نموده فرمودند بنویس این شخص نیز نظر به مخالفت و انحرافش از جامعه منفصل، زیرا در انگلستان با پسر دهقان مرتبط و متفقا به امریک مسافرت نموده اند» (همان کتاب، ص 78)
3- «هم چنین فرمودند : بنویس انفصال روحانی نصرت الله باهر، نظر به معاشرت با والده اش ! لازم و واجب» (همان کتاب، ص 79)
4- «راجع به عزیمت پرویز پروانه به امریکا فرمودند : بنویس با محفل ملی امریک در این خصوص مخابره گردید، انفصال روحانی او از جامعه نظر به مخالفت و انحرافش لازم و واجب.» ( همان کتاب، ص 78)

روش برخورد با غیر بهاییان
مدارکی که در ذیل می بینید دستورهایی است صریح که معاشرت نمودن با غیر بهائیان را جایز نمی داند:
1. «باید از معرضین در کل شئون اعراض نماییم و در آنی مؤانست و مجالست را جایز ندانیم که قسم به خداکه انفس خبیثه انفس طیبه را می گدازد چنان که نارحطب یابسه را و حر ثلج بارده را» (بهاءالله، مائده، ج 8، مطلب 53)
2. «با نفوس معرض که اعراضشان ظاهر شده معاشرت و تکلم و ملاقات جایز نه، هذا حکم قد نزل من سماء‌ آمر قدیم» (بهاء الله، مائده آسمانی، ج 8، ص 74 چاپ جدید، باب معاشرت با معرضین جایز نه.)

شیعیان
ناگفته نماند که ایشان شیعیان مسلمان را هم جزء مشرکین می دانند. چنان که درص 140 مائده ج 4 و نیز رحیق مختوم ص 595 آمده است:

«لعمرالله حزب شیعه از مشرکین از قلم اعلی در صحیفه حمرا مذکور و مسطور.»

"إعلم بأن الله حرّم على احباء الله لقاء المشرکین و المنافقین، بدان که خدا بر احبایش دیدار با مشرکین و منافقین را حرام کرده است" (مائده آسمانی، ج4، ص 280)

غیر بهاییان نزد خداوند، بی نام و نشان و حیوان بودن
حضرت بهاء الله گوش جان بسپارند که ایشان در کتاب بدیع صفحه 213 نوشته است:

«نفوسی که از امر بدیع معرضند از رداء اسمیه و صفتیه محروم و کل از بهائم بین یدی الله محشور و مذکور»

معنای عبارت فوق این است که اگر کسی از بهائیت روی بتابد فی الفور اسم و وصفش را ازدست خواهد داد (ماهیتش مجهول خواهد شد) معلوم نیست که او چه موجودی خواهد گردید اما قدر مسلم آن است که در نزد پروردگار از حیوانات مذکور و محشور خواهد بود.

آنچه مسلم و روشن است این است که در کتب معتبر بهایی به کرات به این مساله اشاره شده است که فقط و فقط بهائیان هستند که در میان انسانها دارای ارزش و اعتبار هستند و برای سایر اقوام و پیروان سایر ادیان شئوناتی را بیان کرده اند که از یک طرف یک نوع بی ادبی و توهین محسوب می شود و از طرف دیگر با تمامی سخنان حضرات در خصوص وحدت عالم انسانی منافات دارد و بیانگر این مطلب است که جامعه بهائیت به اصول و تعالیم دین خود پایبند نیست و تنها آنها را در حد یک شعار بیان می نماید ، بلکه رفتاری متضاد آنها دارد .

محرومیت کسی که غیر بهاییان را انسان بداند
حضرت بهاءالله در کتاب بدیع ، صفحه ی 140 می نوسید :
«الیوم هر نفسی بر احدی از معرضین من اعلاهم او من ادناهم ذکر انسانیت نماید ، از جمیع فیوضات رحمانی محروم است تا چه رسد که بخواهد از برای آن نفوس اثبات رتبه و مقام نماید»

ملاحظه می فرمایید که جناب بهاءالله نه تنها غیر بهائیان را از دایره انسانیت خارج می داند ، بلکه به فتوای ایشان هرکس که آنها را آدم بداند ، او نیز از جمیع فۈ7ر متعالی منیر را انکار کند شایسته است برای او که حالش را از مادرش بپرسد پس به پایین جهنم خواهد رفت.

چیزی که از این جمله دانسته می شود این است ک�اف نظر پدر ، برای غیر بهائیان رتبه ی انسانیت قائل شده است .
4-شاید به بحث این تاپیک مربوط نباشد ، ولی به نظر شما تکلیف وحدت عالم انسانی چه می شود ؟

وظیفه ی منکرین
ایشان در مورد چنین می فرمایند:
جناب بهاءالله کسانی که امر را نپذیرند و دشمنی ایشان را در دل داشته باشد در مورد منکرین خویش چنین فرموده اند:
من ینکر هذا الفضل الظاهر المتعالی المنیر ینبغی له بان یسئل عن امه حاله فسوف یرجع الی اسفل الجحیم.
گنج شایگان صفحه78 و مائده آسمانی جلد4 صفحه355 باب یازدهم : منکرین امرالله
یعنی هر کس که این فضل ظاهر متعالی منیر را انکار کند شایسته است برای او که حالش را از مادرش بپرسد پس به پایین جهنم خواهد رفت.

چیزی که از این جمله دانسته می شود این است که منکرین ایشان حلال زاده نیستند و این چنین حالشان معلوم است؛ همان طور که در صفحه ی بعد در کتاب گنج شایگان تصریح شده است که:
قل من کان فی قلبه بغض هذا الغلام (بهاء)فقد دخل الشیطان علی فراش امه
بگو هرکس در قلبش دشمنی این غلام (بهاءالله) را داشته باشد قطعا شیطان در بستر و رختخواب مادرش رفته است

همان طور که می بینیم، بنا بر آن چه که ایشان فرموده اند، تمامی منکران ایشان حالشان معلوم است! این سخن ایشان برای ما و برای بهاییان بسیار کارگشا می باشد و مطالب بسیاری را برای ما روشن می نماید.
وقتی که بیشتر به این جمله می اندیشیم، به این فکر می افتیم که:

1. آیا جناب میرزا یحیی، صبح ازل، هم که منکر ایشان شدند همین حال را دارد؟
2. آیا خواهر جناب بهاءالله، عزیه خانم، هم که منکر ایشان شدند همین حال را دارد؟
3. آیا جناب محمدعلی برادر جناب عبدالبها هم که منکر ایشان شدند و بین آنها دعوا رخ داد نیز همین حال را دارد؟
4. آیا تمام بابیان که منکر ایشان شدند همین حال را دارند؟
5. آیا تمام شیخیه و تمام مسلمانان که منکر ایشان و بهاییت شدند همین حال را دارند؟
6. آیا این روش گفتار ایشان با آن چه که ایشان در مجموعه الواح، صفحه 256 فرموده اند که «بگو ای دوستان، سراپرده یگانگی بلند شد به چشم بیگانه یکدیگر را نبینید؛ همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار» قابل جمع می باشد؟

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 13:31  توسط سرباز  |